الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
57
الغدير ( فارسي )
تو مولا و ترسانندهء ما ، و از خود ما به ما اولائى ، ( و او فرمود : ) پس ولى و مولاى شما پس از من اين على رهبر و وزير است . او در زندگى و تا هنگام مرگ من ، وزير من و پس از آن ، خليفه و امير شما است . پس هر كدام از شما على را دوست دارد ، خدا با او دوست باد و هنگام مرگ او را به شادى روبرو كناد و آنكه از ميان شما ، او را دشمن مىدارد خدا دشمن او باد و زمان مرگ به او خوارى رساند . « غديريهء » 7 هان ! سپاس فراوان مخصوص خداوندى است كه ولىّ ستايشها و پروردگار آمرزنده است . مرا به پيشگاه خود رهبرى كرد ، و من او را به يكتائى شناختم و به توحيد نور بخشش به اخلاص دل بستم . سيد در اين قصيده گويد : به همين جهت ، خداى پيغمبر على را به نام جانشينى پشتيبان براى محمّد ، كه بهترين خلق است انتخاب كرد . و او ، در كنار غدير خم ، درنگ كرد و بارها را فرود آورد و از رفتن باز ايستاد . چوبها را برافراشتند ، و او بر منبرى كه از بار و بنه شتران ، فراهم آمده بود ، بالا رفت . و در آن چاشتگاه ، حاجيان را به گرد آمدن فرا خواند و خرد و بزرگ مردم به سويش روى آوردند . و در حالى كه دست على را به دست داشت ، و او را بىپرده نشان مىداد و به سوى وى اشاره مىكرد ، فرمود :